مرتضى مطهرى
224
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىگفت هر مرحلهء بعدى جبراً نسبت به مرحلهء قبلى پيشرفت است و نمىتواند پيشرفت نباشد ، آن طور كه آنها برايش فرمول درست كردهاند ، اگر چنين مىبود نوعى برهان فلسفى بود بر پيشرفت ، بدون آنكه خود پيشرفت محسوس و ملموس باشد يا آثارش مشاهده شود . مىگفتيم بسيار خوب ، به دليل اينكه آن مرحله بعد از اين مرحله است حتماً پيشرفت است . در آن صورت مسئلهء زمان ( زمان تقويمى ) به اين شكل بود كه هميشه ما تاريخ را بايد در نظر بگيريم ، هرچه برحسب تقويم ديرتر پيدا شده نسبت به آنچه كه تقويماً مقدم است كاملتر است ؛ و اين اولًا حرف مفتى است و ثانياً خود اين شخص قبول ندارد . در آن صورت انحطاط نبايد در عالم وجود داشته باشد « 1 » و حال آنكه خود مؤلف انحطاط را قبول دارد ، مىگويد جامعهها به يك مرحلهاى كه مىرسند به انحطاط كشيده مىشوند و بعد در جاى ديگرى مىبينيد كه تكامل شروع مىشود . بنابراين صرف اينكه آن زماناً بعد از اين است نمىتواند مقياس باشد . پس مقياس ديگرى بايد داشته باشيم . مثلًا بگوييم از اين نقطه رفتيم به آن نقطه ، ديديم قدرتمان بيشتر شد . حالا كه قدرتمان بيشتر شد ، چون ملاك قدرت است پس ما به كمال رسيديم . بعد مىرويم نقطهء ديگر ، اگر ديديم به قدرت بيشترى رسيديم به كمال بيشترى رسيدهايم . در اين صورت يك معيار در دست داريم . يك وقت ما معيارى در دست داريم به نام قدرت ، معيارى داريم به نام حكمت ، معيارى داريم به نام آزادى ، معيارى داريم به نام برابرى . در اين صورت مىتوانيم قضاوت كنيم ، و الّا همينطور بگوييم هدفها تدريجاً [ مشخص مىشود ] و وقتى بپرسند جامعه به كدام سو مىرود ، بگوييم به « نمىدانم كجا » و به « ناكجا آباد » مىرود - كه خود اينها مىگويند و اصطلاحى است كه يكى از فرنگيها دارد - ولى اين كمال است ، در اين صورت اين سؤال مطرح مىشود كه به چه دليل كمال است ؟ ! اينها مىخواهند تكامل را نسبت به آينده قبول كنند بدون اينكه راه و مقصد ، خط سير و هدف را نشان بدهند ، و اين نمىشود . اگر ما بخواهيم قبول كنيم كه در آينده تكامل هست ، اول بايد كمال و تكامل را تعريف كنيم ، راه و مقصد را مشخص كنيم . بعد هم دليل بياوريم كه جامعه در اين مسير و به سوى اين مقصد مىرود تا قبول كنيم كمال است . پس ما نمىتوانيم مطمئن باشيم كه جامعه در آينده رو به كمال مىرود مگر آنكه قبلًا كمال را كاملًا تعريف كرده و راه رسيدن به آن را مشخص كرده باشيم و بعد بگوييم جامعه در آينده در اين راه و به سوى اين هدف مىرود ، پس جامعه متكامل است . اما هيچ معيارى براى كمال به دست ندهيم ، همين قدر بگوييم جامعه رو به پيشرفت است [ صرفاً يك ادعاست . ] اين است كه به نظر من يك ابهام اينچنينى در سخنان اينها هست .
--> ( 1 ) اگر تقويم ملاك باشد ، انحطاط مفهوم ندارد .